|
گاهی برای بودن باید رفت
|
||||
هراسم نیست از عشق
دلم از عشق بیزاره![]()
رفیقان نا رفیق اند و عزیزان قاصد حسرت![]()
در این متروکه ی دنیا که یاری نیست![]()
نشانی از کسی یا از دیاری نیست![]()
به عشقی جز خداوند اعتباری نیست.![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 16:14 توسط محمد رضا |
شب رفتن تو خوندند واسه من لالایی
یکی می گفت که غریبی یکی می گفت که بی وفایی شب رفتن تو قلب آرزوهام انگار واسه همیشه وایساد شب رفتن تو چشمات راسی راسی چه برقی داشتند این همه آدم چرا من پس با من چه فرقی داشتند شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه شب رفتنت دلم رفت.....
+ نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 18:23 توسط محمد رضا |
سلام٬سرسنگینی٬عیبی ندارد بهتر از این است که بشنوم غمگینی٬به فرض که دوستم نداری نه خودم٬ نه نامه هایم را٬این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست٬خودش کلی دلیل است٬ببین دوستت دارم یکچیز را باور کنی٬زیبا! به خدا هیچ کس تو را به اندازه ی من دوست ندارد بگو باورت شد٬ننویس.با غصه تمامش می کنم فقط به خاطر اینکه می دانم هر وقت کلاغ های قصه ی مادر بزرگ به خانه هایشانرسیدند من و تو هم به هم می رسیم. دُرستست٬ یعنی هیچ وقت٬ یعنی غیر ممکن است٬یعنی هرگز.دیگر حرفی نیست فعلاْ با یک بیت شعر که نمی دانم در ذهن کدام شاعر متولد شده تمامش می کنم:
هر کس گفت:بهر تو مُردم دروغ گفت من راست گفته ام که برای تو زنده ام
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 22:4 توسط محمد رضا |
می خواستم یک قطره اشک گرم برای از دست دادنت بریزم ولی افسوس که تمام اشک هایم را برای بدست آوردنت از دست داده بودم
+ نوشته شده در شنبه 5 اسفند1385ساعت 12:14 توسط محمد رضا |
شبی پرسیدمش با بی قراری
که غیر از من کسی را دوست داری؟ دو چشمش از خجالت بر هم افتاد میان گریه هایش گفت: آری!
+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 10:28 توسط محمد رضا |
نمی دانم شاید سلام
گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم.اغلب دلم برایت تنگ می شود.جای تعجب نیست یک دیوانه دارد با تو حرف می زند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کردی.اولین باری که رفتی هنوز این معما را نمی دانستم اما آن وقت که با لحن فریادی ات مانع چکیدن اولین تگرگ اشکم شدی فهمیدم رفتن نوعی ماندنست و تو رفتی که بمانی و ماندی. کسی که بیشتر از دیروز دوستت دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 15:49 توسط محمد رضا |