|
گاهی برای بودن باید رفت
|
||||
ای خورشید زمینی من
ای فرشته ای که بی تو زندگی ام ممکن نیست٬ سالها پشت صف نرگس های انتظار ایستاده ام٬ شبنمی به چشم دارم و نیلوفری در دست٬ سالهاست که در گفتن واژه دوستت دارم در مقابل تو وا مانده ام نازنینم نمی دانی چقدر دلم می خواهد فریاد بزنم دوستت دارم ![]()
+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 12:27 توسط محمد رضا |