تبليغاتX
بودن یا نبودن ؟

بودن یا نبودن ؟

گاهی برای بودن باید رفت

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

دیگر از هر چه هست بیزارم

مثل ابر بهار می بارم

برو ای آن که بعد از دیدارت

گره افتاد در کارم

پدرم با نگاه می گفت : لایق جرز دیوارم

مادرم مدتی می گرید چون گمان می کند بیمارم

یک نفر گفت : خوب خواهم شد

به فراموشیت که بسپارم

گفتم ای عشق اگر بازم بدهی مثل قبل آزارم

به تمامی حرمتت سوگند

روی قلبت گلوله می کارم

به تو هر چند سخت مدیونم به خود بیشتر بدهکارم

هر چه بر من گذشت حقم بود من از این بیشتر سزاوارم

تو گناهی نداری ای زیبا

مرگ بر من که دوستت دارم


+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 15:18 توسط محمد رضا |


ای یار کجا رفتی و مرا تنها گذاشتی    به جای عشق در دلم کینه نهادی

در این دنیا هیچ نفهمیدم      تو کجا بودی که ببینی        من چه کشیدم

وقتی تو رفتی به امید دیدارت نشستم

شب میان ایوان چه قدر تنها نشستم

اون روز تمام عشق و رویام بودی

اما چه کنم که تو از دلم هیچ نفهمیدی

                                                                        

هر چی فکرشو می کنم نمی تونم فراموشت کنم تو رفتی...

ولی از این به بعد می خواهم با خاطراتت زندگی کنم

سلام تنهایی دوباره آمدم دیگه هیچ وقت تنهات نمی زارم!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 0:2 توسط محمد رضا |



SongCode.blogfa