|
گاهی برای بودن باید رفت
|
||||
سلام٬سرسنگینی٬عیبی ندارد بهتر از این است که بشنوم غمگینی٬به فرض که دوستم نداری نه خودم٬ نه نامه هایم را٬این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست٬خودش کلی دلیل است٬ببین دوستت دارم یکچیز را باور کنی٬زیبا! به خدا هیچ کس تو را به اندازه ی من دوست ندارد بگو باورت شد٬ننویس.با غصه تمامش می کنم فقط به خاطر اینکه می دانم هر وقت کلاغ های قصه ی مادر بزرگ به خانه هایشانرسیدند من و تو هم به هم می رسیم. دُرستست٬ یعنی هیچ وقت٬ یعنی غیر ممکن است٬یعنی هرگز.دیگر حرفی نیست فعلاْ با یک بیت شعر که نمی دانم در ذهن کدام شاعر متولد شده تمامش می کنم:
هر کس گفت:بهر تو مُردم دروغ گفت من راست گفته ام که برای تو زنده ام
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 22:4 توسط محمد رضا |