|
گاهی برای بودن باید رفت
|
||||
شبی پرسیدمش با بی قراری
که غیر از من کسی را دوست داری؟ دو چشمش از خجالت بر هم افتاد میان گریه هایش گفت: آری!
+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 10:28 توسط محمد رضا |